خشونت فیزیکی و جنایات آشفته — توجه به جنسیت

زن و مرد هر دو مرتکب جرم می‌شوند و مورد آنها قرار می‌گیرند، اما آیا دیدگاه‌ها، برداشت‌ها و تفسیرهای آنها از جرم (چه به عنوان قربانی یا مرتکب احتمالاً در نهایت متفاوت است)؟ چگونه و چرا — یا حتی اگر — موضوع بحث است. نظریه پردازی در مورد این موضوعات بسته به دیدگاه ممتحن دشوار است.

مردان و زنان نیز مرتکب خشونت فیزیکی می شوند، اما الهامات آنها متفاوت است. مردان ممکن است این کار را انجام دهند تا تسلط خود را بر یک موقعیت، یک قلمرو یا شخص تثبیت کنند. تا اطمینان حاصل شود که مردانگی آنها شکی نیست. زنان ممکن است این کار را برای حمایت از فرزندان، خود، خانواده، دوستان و شاید حتی خانه خود انجام دهند. با این حال، اگر زنان به همان دلایلی که مردان دارند مانند مردان دچار هرج و مرج می شوند، آیا این بدان معناست که ما مسیری را تغییر فوتبال لیورپول می دهیم که جبران ناپذیر است؟ آیا چنین روندی، اگر واقعاً وجود داشته باشد، لزوماً روندی پرخطر خواهد بود؟ مهمتر از آن، چرا مفهوم هرج و مرج (یا خشونت‌آمیزتر شدن) زنان باعث چنین حیرت در جامعه می‌شود در حالی که خشونت فیزیکی توسط و نسبت به مردان به عنوان بخشی از مردانگی آنها پذیرفته می‌شود؟

از نظر آماری احتمال اینکه زنان مرتکب جرم شوند، به ویژه جرایم خشونت فیزیکی، بسیار کم است. با این حال، تعداد زنانی که به خاطر جرایم بی نظم زندانی، محتاط و حبس می شوند در حال افزایش است. گزارش‌های رسانه‌ها و آمارهای دولتی همگی نشان می‌دهند که زنان به‌طور فزاینده‌ای درگیر جرم و جنایت، به‌ویژه جنایات آشفته هستند. در پادشاهی متحده و ولز، تعداد زنان تحت سرپرستی 4445 زن (24 دسامبر 2006) بود که بیشترین تعداد ناشی از جرایم مواد مخدر بود در حالی که خشونت فیزیکی در رتبه دوم قرار داشت. در اسکاتلند، این رقم 326 نفر (24 دسامبر 2006) بود، اگرچه نامشخص است زیرا جنسیت (i) “محبوبین مادام العمر” که به خاطر سپرده شده اند را مشخص نمی کند (2) کسانی که گناهکار هستند اما در انتظار مجازات/اخراج هستند (iii) افراد زیر شانزده سال . ویلیامز بیان می‌کند که در یک دوره نه ساله، 140 درصد بیشتر برای مجرمان زن زندانی (1993-2001) وجود داشت، علی‌رغم اینکه نرخ‌های مضر همیشه نسبتاً ثابت بوده است. در ایالات متحده، ارقام نشان می‌دهند که اگرچه میزان زندانی شدن در حال افزایش است، جرایم بی‌نظم زنان در جهتی دیگر است. مشارکت زنان در جرایم پر هرج و مرج افزایش قابل قبولی را نشان داد (از 8/10 درصد به 3/12 درصد). با این حال، این ممکن است منعکس کننده تغییرات در ثبت، تعقیب و زندانی کردن مجرمان زن باشد تا افزایش واقعی میزان آسیب زننده زنان.

خشونت فیزیکی اغلب با سوء مصرف مواد، از طریق الکل یا مواد مخدر یا هر دو تحریک می شود و این مورد هم برای مردان و هم برای زنان صدق می کند. مردان مرتکب بیشترین میزان جرایم، هرج و مرج یا غیره، می شوند، و همچنین عامل بیشترین تعداد سوژه های تجاوزات آشفته هستند. با این حال، زنان به‌عنوان مرتکبان جرایم پر هرج و مرج، به‌ویژه در حال حاضر هستند، اما ظاهراً زنان سخت تلاش می‌کنند تا از پس آن برآیند. یقیناً، رسانه‌ها زنان را در مورد خشونت فیزیکی، به‌ویژه زمانی که مشروبات الکلی برانگیخته می‌شود، «به بدی پسران» به تصویر می‌کشند. شهرهایی که در سراسر بریتانیا می چرخند، مشکل بزرگی با خشونت فیزیکی دارند، اما این احتمالاً به دلیل فرهنگ رو به رشد افراط در نوشیدن الکل است. در واقع، تا نوامبر 2006، گزارش هایی مبنی بر خشونت فیزیکی ناشی از الکل دوباره در اخبار منتشر شد. اما این بار تمرکز خشونت فیزیکی در نتیجه نبود، بلکه این بود که عاملان خشونت فیزیکی زن بودند.

یک مقاله بی‌بی‌سی از دکتر جان کول از دانشگاه لیورپول نقل می‌کند که معتقد است، اگرچه الکل باعث پرخاشگری نمی‌شود، اما انتخاب‌های معقول را متوقف می‌کند: «شما ساده‌ترین انتخاب را انجام می‌دهید، که اغلب پرخاشگری است». همین مقاله به نظرسنجی مرکز گلاسکو برای مطالعه خشونت فیزیکی اشاره می‌کند که نشان می‌دهد خانم‌ها تقریباً در نیمی از نبردهای میخانه‌ای مشاهده شده شرکت داشتند. علاوه بر این، تحقیقات پزشکی تضمین می‌کند که سطح تستوسترون در زنان به میزان ۱/۲ در خانم‌ها افزایش می‌یابد، اما در مردان زمانی که مست می‌شوند، تیره‌تر است.

با این حال خشونت فیزیکی اصطلاحی است که اغلب می توان آن را تفسیر کرد: یک مطالعه خاص نشان می دهد که درک زنان و مدل خشونت فیزیکی غیرعادی است (به برمن در زیر مراجعه کنید). توصیف‌های پذیرفته‌شده‌ای از خشونت فیزیکی یا پرخاشگری وجود دارد: جرم عبارت است از «عملی که جرمی جدی علیه یک فرد یا یک دولت به‌شمار می‌آید؛ خشونت فیزیکی: «رفتاری که شامل نیروی فیزیکی است که برای صدمه زدن، آسیب رساندن یا کشتن طراحی شده است. قدرت احساس یا نیروی طبیعی خطرناک”. عمل نزدیک شدن بدون تحریک… اینچ.

در مطالعه انجام شده توسط Burman et ing، بدرفتاری گفتاری و انتشار شایعات به عنوان «خشونت آمیز» یا تهاجمی تر از خشونت فیزیکی (مانند مشت زدن) تلقی شد. اگر خشونت گفتاری، به جای فیزیکی، بیشتر باعث نگرانی دختران می شود، آیا باید این را به عنوان نشانه ای در نظر بگیریم که دختران خشونت فیزیکی را یک مشکل روانی می دانند تا جسمی؟ چرا بعضی دخترا دارن

Leave a Reply

Your email address will not be published.